تبلیغات

*
*
*
*
*
*
*
واسه چشمای آبیت - پست های مهر 1384
دسته گلی برای .....

دسته گلی برای ..... 

لوگوی دوستان

 

 

لینك دوستان


لینك دونی

تار
فندک های روشن
کامپیوتر.اینترنت عبور از فیلتر
بهترین های دانلود
عشق گچی
جوجه
سارینا
آسمونی
دنیای کوچک من
جیغ
مسافر تنها
شعر های قدیمیه درخواستی(خودم)
بیش از ۲۰۰ کد جاوا اسکریپ
جهان گستر
ندای محبت
ایران آزاد
دریای عشق
آرشیو لینكدونی

زمان

آمار وبلاگ

امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه

موزیك وبلاگ

قوانین وبلاگ

لطفا کسی به جزهادی سیستم عزیز

از روی مطالب ما

کپی برداری نکند




طراح قالب و پشتیبانی

.: ایول ۸ :.

موضوع : تفریح و سرگرمی ,

مردی دختر سه ساله ای داشت. روزی مرد به خانه آمد و دید که دخترش گرانترین کاغذ زرورق کتابخانه او را برای آرایش یک جعبه کودکانه هدر داده است . مرد دخترش را به خاطر اینکه کاغذ زرورق گرانبهایش را برای آراستن یک جعبه بی ارزش هدر داده تنبیه کرد و دختر کوچک آن شب با گریه به بستر رفت و خوابید. روز بعد مرد وقتی از خواب بیدار شد دید دخترش بالای شرش نشسته است و آن جعبه زرورق شده را به سمت او دراز کرده است.مرد تازه متوجه شد که آن روز،روز تولدش است و دخترش زرورق را برای هدیه تولدش مصرف کرده است. او با شرمندگی دخترش را بوسید و جعبه را از او گرفت و درب جعبه را باز کرد. اما با کمال تعجب دید که جعبه خالی است. مرد دوباره به دخترش پرخاش کرد که جعبه خالی هدیه نیست و باید چیزی درون آن قرار داده میشد.اما دخترک با تعجب به پدر خیره شد و به او گفت که نزدیک به هزار تا بوسه در داخل جعبه قرار داده است تا پدر هر وقت دلتنگ شد و با باز کردن جعبه یکی از این بوسه ها را مصرف کند. می گویند پدر آن جعبه را همیشه همراه خود داشت و هر روز که دلش میگرفت درب جعبه را باز میکرد و بطور عجیبی آرام می شد . هدیه کار خود را کرده بود.

جالب بود نه ..  من که تحت  تاثیر قرار گرفتم ..  ایول

این  شعر هم جالبه اینو یکی از بچه ها داد

ناگهان تابید نور عشق در چشمان من

                     یک نفر پاشید بذر عشق را در جان من

یک نفر که رنگ و بوی عشق را با خویش داشت

                    شاخه ای از مهربانی داد در دست من

ناگهان حالی به حالی شد تمتم این دلم

                    تا که این اعجاز_یعنی عشق_شد مهمان من

پیش از این دل همنشین لحظه های زرد بود

                    عشق آمد لحظه های سبز شد از ان من

بعد از آن دیگر غزل بود و شخن از طعم عشق

                    بی قراری حرف اول بود در دیوان من

زنده کردی لحظه هایم را که دیگر مرده بود

                    من که مدیونم توام ای عشق ای درمان من

ها یک  ترفند  باحال  قفل کردن  کامپیوتر به وسیله ی یک  شرکات

شاید تا به حال به فکر یافتن راهی بوده اید که کامپیوتر خود را راحت تر از آنچه متداول است در حالت Lock قرار دهید. این کار بسیار ساده است و با طی کردن مراحل زیر شما میتوانید یک Icon به صفحه نمایش یا Quick Launch اضافه کنید که با یک ضربه ماوس بر روی آن سیستم شما در حالت Lock قرار میگیرد.
1- بر روی صفحه نمایش خود Right-Click کنید و از Shortcut، New را انتخاب کنید
2- در پنجرهای که ظاهر شده در قسمت Type the location of the item فرمان زیر را بنویسید:
rundll32.exe user32.dll,LockWorkStation
3- Next را بزنید و نام Shortcut را وارد کنید و کلید Finish را بزنید.
جهت راحتی بیشتر پیشنهاد میشود که میانبر(Shortcut) ایجاد شده را با ماوس به یک قسمت از فضای خالی Quick Launch بکشید تا از این پس در هنگام نیاز با زدن یک کلید دستگاه شما در حالت Lock قرار گیرد
به همین سادگی یه راه ساده ترم هست كافیه تو Windows Xp همزمان با هم كلیدهای: Windows+L رو فشار بدین rundll32.exe user32.dll,LockWorkStation این فایل رو Shortcut کنید تو دسکتاپ : در ویندوز سرى NT باعث LogOff میشود ودر ویندوز هاى سرى Win9X باعث Shutdown میشود

ها حالا یه  مژده  واسه  پسرا

دخترا  نخونن  ....  ممنوعه

3 راز در رابطه با دختران

در ابن مقاله با شما از 3 رازی كه لازم است از آنها آگاهی یــابید تا بتوانید دختر مورد علاقه خود را مجذوب خود كرده و قلب وی را به تسخیر درآورید، صحبت خواهیم كرد:

1- آن چیزی كه دختران خواهان آن میباشند چیزی نیست جـز عـشق ورزی و رمانتیك بودن. اگر شما خواهان دختری هسـتـیـد، بـایـد نـیازهایش را نیز بر آورده سازید. برخی از مردان با شنیدن واژه رمانتیك وحشت زده می گـردنــد. اما نـــیازی نیست زیاد به مغز خود فشار وارد آورید و یا وقت و
انــرژی فراوانی برای رمانتیك بودن صرف كنـید. اغلب اوقات رمـانـتـیـــك بودن به مفهوم این میباشد كه توجهی كه یك دختر خواهان آن میباشد به وی ارزانی دارید. وی تنها میخواهد مطمئن گردد كه دختر شماره یك زندگی شما است و آنكه شیرین ترین، جذاب ترین، و شگفت انگیز ترین زن در قلب شما میباشد. اگر تنها قادر باشید راههایی برای تقویت پیوسته این باورها بیابید، نه تنها قادر به مجذوب ساختن دختر مورد علاقه خود خواهید بود، بلكه خواهید توانست آن دختر را برای همیشه در كنار خود حفظ كنید. اكنون واقعا رمانتیك بودن دشوار میباشد؟ خیر، تنها كاری كه باید انجام دهید آن است كه:

* از وی بپرسید كه روز خود را چگونه گذرانیده است.

* برایش بادداشتی بگذارید و در آن بنویسید كه وی در خاطر شما میباشد و در قلب شما جای دارد.

* هرگاه برای شما سوپ خانگی تهیه كرد، به وی بگویید كه چه سوپ خوشمزه ای شده و آنكه وی بهترین آشپز میباشد.



2- به وی نشان دهید كه اهمیت میدهید:

* به وی یاد دهید چگونه با دستگاه ویدئو كار كنید.

* به وی یاد دهید چگونه ماهیگیری كند.

* و هر كاری را كه در آن مهارت دارید را به وی آموزش دهید. خلاصه آنكه تنها راه حل را ارائه ندهید و به اندازه ای صبور باشید كه راه حلها را برای وی توضیح و آموزش دهید. حتی اگر آموزش آنها دشوار باشد. اغلب مردان آنقدر بی حوصله و ناشكیبا هستند كه حتی حاضر به نشان دادن چگونگی انجام عملی نمیباشند. بنابراین با متفاوت و استثنایی بودن قلب وی را فتح كنید.

3- زنان عاشق مردانی هستند كه همزمان هم به آنها وابستگی و هم استقلال فردی داشته باشند. همسرتان از اینكه شما در ضمن آنكه در دنیای خودتان زندگی نموده و استقلال خود را دارید، رابطه تان را نیز حفظ میكنید، مورد ستایش قرار میدهد. بنابراین شما برای مجذوب ساختن دختر رویاهایتان در هنگام گام نهادن در رابطه نباید استقلال فردی و هویت خود را از دست بدهید. علم و آگاهی قدرت محسوب میگردد؛ هر اندازه كه شما در مورد طرز تفكر دختران و علل رفتار آنان آگاهی كسب كنید بیشتر در متقاعد ساختن و خوشبخت نمودن آنان موفق خواهید بود. نكته مهم آن كه:

هر قدر شما عشقی را كه یك دختر برای شما قائل است بیشتر ارج نهاده و محترم بشمارید، به همان اندازه آن دختر نیز خواسته های شما را بیشتر برآورده میسازد.

نكات فوق را با كمال صداقت اجرا كنید نه با دورنگی.

ها این  نکات فوق  رو من ننوشتم  .. از یه سایتی  پیدا کردم ..  ایول به خودم ولی همینم  خوبه ها  .. کلی نکته  داره

تمامی آهنگ های موبایل به صورت فایل midi و قابلیت اجرا بر روی تمامی موبایلهاست

music

aftab 1

amadbahra

ANDI2

AREF

AREVAY

asal

azizam 1

badraghe

badraghe 1

BAHANEH 1

BAHAR

BAVARKON

bavarkon1

bedidaram

bedidaram 1

bekhaterto-mansor

BIABIA

blackcat1

brodigedos 1

ANDI 3

AREF 3

badraghe3

DAGHE

DARIUSH2

dariush 21

DARIUSH3

dariush4

darya 1

dokhtarhamsaye

dorahi 1

ebi 1

ebi 7

elahimanfadat

FARSHID

faryad 1

garibeashena 1

garibeashena 2

ghebleh

ghebleh 1

GOGOSH

GOGOSH 1

GOGOSH 4

GOLDON

GOLDON 4

GOLDUN 2

golvajeh 1

GOMSHODE

gondjeshk

HALGHEH 2

halgheh 2

havarhavar

HAYDEH

HAYDEH 1

HAYDEH 2

HECHKASI

janbos 1

jenniferlopez_letsgetloud

jonijonom

kavir 1

KAVIR 11

kavir 111

khanomgol

khanomi2

khaterkhah 1

khaton 1

khoneh

KHOSHGEL

kolbeh-mansoor

kours

kraftwerk_somebodydancewithme

maryam

maryam 1

Mission Impossible

MissionImpossible_AceVentura

MOEEIN

MOEIN2

MOEIN79

moeinbandari

mordab 1

nemiraghsi 2

OMID

OMID 1

OMID 2

omid 21

PARANDEH

parandeh1

pasavand

philcollins_sussudio

PISHKESH

pishkesh 1

POL

sahneh 1

saman 1

SANDI

SANDY

SANDY1

sandy 1

shab 1

SHABERAG

shamdoni

shamdoni 1

sheitanat

sheytanat

siavashshamas 5

SOLTAN

tamigi 1

tamigisalam 1

TANNAZ

tannaz 1

The_Sign

to-aghe-aref

tokoche

travat-mansor

VAFA

VAFA 1

vaydelams

vaydelams 1

vengaboys_boomboomboom

vigen 1

whenever_shakira

YADET

yavash 1

yekibod

yekibod 1

Zan 1

zang

zendegi

ها اینم  از این  دیگه  .. فعلا  هیچی نیست  .. عزیزان نظر یادتون نره ها

() نظرات  

« نویسنده : شهاب «» تاریخ ارسال : شنبه 30 مهر 1384 «» ساعت ارسال 10:10 ق.ظ«»

.: :.

موضوع : واسه چشمات ,

سارا هشت ساله بود که از صحبت پدر و مادرش فهمید برادر کوچکش سخت مریض است و پولی هم برای مداوای او ندارند . پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پر خرج را بپردازد . سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت : فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد . سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را در آورد . قلک را شکست . سکه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد . فقط پنج دلار .
بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت . جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ، ولی داروساز سرش گرم مشتریانش بود . بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روی پیشخوان ریخت .
داروساز جا خورد و گفت چه می خواهی ؟ دخترک جواب داد : برادرم خیلی مریض است . می خواهم معجزه بخرم .
داروساز با تعجب پرسید : چی بخری عزیزم !!؟ دخترک توضیح داد :برادر کوچک من داخل سرش چیزی رفته و پدرم می گوید که فقط معجزه می تواند او را نجات دهد ، من هم می خواهم معجزه بخرم . قیمتش چند است ؟
داروساز گفت : متأسفم دختر جان ولی ما اینجا معجزه نمی فروشیم . چشمان دختر پر از اشک شد و گفت : شما را به خدا برادرم خیلی مریض است و بابام پول ندارد و این تمام پول من است . من کجا می توانم معجزه بخرم ؟؟؟؟
مردی که گوشه ای ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی به تن داشت ، از دخترک پرسید : چقدر پول داری ؟ دخترک پولها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد . مرد لبخند زد و گفت :" آه ! چه جالب!! فکر می کنم این پول برای خرید معجزه کافی باشد . بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت : " من می خواهم برادر و والدینت را ببینم ، فکر می کنم معجزه برادرت پیش من باشد  " .
آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود . فردای آن روز ، عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ حتمی نجات یافت . پس از جراحی ، پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما متشکرم ، نجات پسرم یک معجزه واقعی بود ، می خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراجی چقدر باید پرداخت کنم ؟
دکتر لبخندی زد و گفت : " فقط پنج دلار " .

********************

بهتر است انسان در جیب خود پول نداشته باشد تا اینکه در دنیا دوستی نداشته باشد .
" ضرب المثل آلمانی "


تنها راه نگه داشتن عشق قسمت کردن آن است .
" هوبارد "


خدایا به آنانکه دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به آنانکه دوست تر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر !
" دکتر علی شریعتی "


بهترین کارها برای جذب قلوب مردم ، خیرخواهی و نیکوکاری نسبت به آنهاست .
" ناپلئون "

خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بدون آنکه خود داشته باشیم ، دیگران را از آن برخوردار سازیم .
" کارمن سیلوا "

() نظرات  

« نویسنده : بهنام «» تاریخ ارسال : جمعه 22 مهر 1384 «» ساعت ارسال 12:10 ب.ظ«»

.: هزاران سال :.

موضوع : شعر های خودمان ,

هزاران سال ، و هزاران سال پیش از آن
هزاران بار ، میلیون ها دروازه به جاودانگی
شاید در هزاران زندگی زیسته ام، هزاران بار
پلکانی مارپیچ و بی پایان
به برجی از جانها منتهی می شود
اگر هزاران سال دیگر نیز زمان ببرد ، هزاران جنگ
و این برج ها به بلندای بیشماری در آسمان رسند
می توانم میلیونها قطره اشک بریزم ، یک میلیون نفس
میلیون ها نام ، ولی تنها یک حقیقت است که با آن رو در رویم

میلیون ها جاده ، میلیون ها هراس
میلیون ها خورشید ، میلیون ها سال تردید
می توانستم میلیون ها دروغ ببافم ، میلیون ها ترانه بخوانم
میلیون ها درست ، میلیون ها غلط در میزان کردن ِ وقت
اما اگر و تنها یک حقیقت وجود داشت ، تنها یک نور
یک تفکر و یک احساس رضایت
در امتداد این نقطه ، این گیانه شعله آتش
تنها خاطره ای از چهره تو بود

باز هم تو را دوست دارم
باز هم تو را می خواهم

هزاران بار اسرار چهره می گشایند
به سان ِ کهکشان هایی در ذهن من

شاید بیشمار باشم  ، شاید بی گناه
شاید زیاد بدانم ، شاید غافل باشم
شاید با پادشاهان بتازم و سرزمین های بسیاری را تصاحب کنم
شاید در قمار ، تمام دنیا را برنده شوم و آن را ببازم
شاید خرج گلوله ای باشم که هزاران بار منفجر شده
دوباره زاده شده ام ، چون کودک تقدیر ، تا جنایات دیگران را داوری کنم
خرقه زهد بپوشم و یا دزدی خرده پا باشم
اما این یگانه ایمانم را حفظ کرده ام ، و تنها به یک اصل اعتقاد داشتم

باز هم تو را دوست دارم
باز هم تو را می خواهم

هزاران بار اسرار چهره می گشایند
به سان ِ کهکشان هایی در ذهن من
دوباره و دوباره اسرار رو می نمایند
جاودانگی هنوز ناگفته مانده است
تا آن دم که تو مرا دوست داشته باشی

" استینگ "

() نظرات  

« نویسنده : بهنام «» تاریخ ارسال : جمعه 22 مهر 1384 «» ساعت ارسال 12:10 ب.ظ«»

.: :.

موضوع : تفریح و سرگرمی ,

ترکه میره خرش رو بفروشه وسط راه خوابش میبره ... وقتی بیدار میشه میبینه خرش داره پول میشمره!


یه روز بارونی یک راننده کامیون 53 نفر رو توی یک حادثه می کشه . سروان اداره رانندگی ازش ماجرا رو می پرسه ؟
- والا .. جناب سروان .. ما داشتیم رانندیگی می کردیم که یهو یکی از چرخها ترکید و کنترل کامیون از دستم خارج شد . تو جاده ای که می رفتیم دیدیم 50 نفر اینور خیابون ایستادن و 3 نفرم اونور .. با خودمون گفتیم 3 نفر بمیرن بهتره تا 50 نفر . برای همین فرمون رو انوری گرفتیم .
- آخه مرد حسابی .. پس چه جوری 53 نفر مردن ؟؟؟!!!   
-راستش .... داشتیم به طرف اون 3 نفر میرفتیم.. دو تاشون مردن ولی یهو یکیشون به اون سمت خیابون فرار کرد .  


یه روز یه تركه رو میگیرند میبرند کلانتری .
تركه میگه منو واسه چی گرفتید ؟
جناب سروان میگه :
واسه عرق خوری .
تركه میگه :
پس چرا نمیارید بخوریم !


تركه با یك زن اسرائیلی عروسی میكنه تو حجله حاضر
نمیشه !


یه ترکه میره مسابقه ی قرآن خوانی سوره ی بنی اسرائیل بهش می افته انصراف میده!

 اصفهونیه و رشتیه و تركه با هم یكجا كار میكردن. یك روز ساعت ناهار, اصفهونیه ظرف غذاشو باز میكنه، میبینه قورمه‌سبزیه, میگه: ااای بازم قرمه سبزیِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزی باشه، من خودمو از این برج پرت میكنم پایین! بعد رشتیه ظرف غذاشو باز میكنه، میبینه كله ماهی داره .. اونم شاكی میشه، میگه: ااووو! اگه فردام همین باشه منم خودمو پرت میكنم پایین! آخری تركه ظرف غذا رو باز میكنه، كوفته داره.. حالش به هم میخوره، میگه: ایلده اگه منم این ظرفو فردا باز كنم ببینم كوفته‌س.. خودمو پرت میكنم پایین! خلاصه فردا سه نفری میان سر كار و در غذاها رو باز میكنند و از قضا هر سه تا تكراری بوده، اینها هم خودشون رو پرت میكنند پایین! باری، پلیس میاد واسه تحقیقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو میگیره كه نقصیر شماهاست! زن اصفهونیه میگه: جناب سروان من نمیدونستم, تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزی درست میكردم میخورد غر نمیزد! زن رشتیه میگه: اووو! تو رشت همه كله ماهی میخورن، من روحمم خبر نداشت این دوست نداره. زن تركه میگه: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونة مادرم بودم, این خودش واسه خودش غذا درست میكرد!!!


ترکه میره ماه عسل یادش میره زنشو ببره !!!


تركه سربازیش تموم میشه، وقتی كارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میكنه میگه: ‌ای بابا، من كه ازینا چهارتا دارم!!!


یه جایی جشن بوده، تركه همینجوری میره تو و شروع میكنه به رقصیدن و بخور بخور. یكی ازش میپرسه: ببخشید! شما رو كی دعوت كرده؟ تركه میگه: من از خونواده عروسم. یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده!!!

 

تركه میره تو خواربار فروشی میگه: نیم كیلو پنیر بدین، یارو بهش میگه: ببخشید، شما تركین‌؟ میگه: از كجا فهمیدین؟ میگه: از لهجتون. تركه با خودش میگه: من باید این لهجمو درست كنم. پا میشه میره خارج بعد از ده سال برمیگرده، میره همون جا میگه: آقا نیم كیلو پنیر بدین. یارو باز میگه: آقا شما تركین؟ میگه: اِاِا... از كجا فهمیدی؟ مگه من هنوز لهجه دارم. یارو میگه: نه، ولی آخه اینجا پنج ساله كه بانك شده!!!


تركه داشته رادیو پیام گوش میداده،‌ گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است... ‌تركه میگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟!

() نظرات  

« نویسنده : بهنام «» تاریخ ارسال : جمعه 22 مهر 1384 «» ساعت ارسال 12:10 ب.ظ«»

.: عضو جدید :.

موضوع : عمومي ,

سلام سلام صدتا سلام.

من عضو جدید سایت هستم و  میخوام این وبلاگ رو در امواج این دریای پر از ویروس وهکر برانم البته بااین وضع انقریبه که این کشتی به گل بشینه اما جای نگرانی نیست ازیرا ما همچنان پایدار واستوار هستیم. پس با لطف خود ما را بی نسیب از نظرات خود نگذارید.

با تشکر از شما حضرات

            آرمین

() نظرات  

« نویسنده : آرمین «» تاریخ ارسال : پنجشنبه 21 مهر 1384 «» ساعت ارسال 04:10 ق.ظ«»

.: ایول ۷ :.

موضوع : تفریح و سرگرمی ,

خوب  این از فیلتر شکن  ..  با توجه به این که خیلی مخالفم .. http://www.filter1.tk/

خوب  حالا چی ..  اها راستی این  برره  هم  بد جوری روی مغز مردم  تاثیر گذاشته  ها .. هر جا می ری دارن  برره  ای حرف می زنن ..  تازه  توی مدرسه ی ما وقتی دعوا می شه  همه می ریزن  روی هم .. مثل یه  تپه ..  ای  باحال می شه

اها .. من  از یکی از این  وبلاگا یک سری ترفند  باهو  در اوردم گفتم  شاد  جالب باشه

۱- در یاهو مسنجر بروید و بعد آیدی مورد نظر را بزنید.حالا پسورد آیدی را اشتباه وارد کنید.بعد از ظاهر شدن پنجره incorect id or pasword  گزینه  وسطی را انتخاب کنید حالا جواب همه سوال ها را nothing بدهید.و تاریخ تولد را هم این اعداد وارد کنید   ۰/۰/۰۰۰ حالا شما تسلط کامل بر روی جواب سوال ها دارید.امید وارم مورد استفاده قرار گیرد.

۲- با این روش میتوانید عبارت ورودی اتاق خود را دریاهو به صورت رنگی بنویسید :
از داخل یاهو مسنجر خود روی Chat و از آنجا به Create New Room حال در داخل كادر  Room Nema اسم اتاق بنویسید و حال داخل Welcome Massage این فرمول را تایپ كنید:
font size="32">welcome room>
 شما میتوانید رنگ ها رو به سلیقه خودتان تغییر بدهید و همین طور عبارت  Welcome Room واندازه...  مثل این :      font size="32"> MË¥§ÄM>
پس از اتمام كار كه فرمول را تایپ كردید روی Create Room كلیك كنید حال روم شما با سر تیتر رنگی آمادس!

۳ - برای اینکه بفهمید فردی که در حال چت با او هستید یا id او را دارید تو کدوم رومه او در لیست Add خود کلیک کنید و در لیست ظاهر شده join the user room رو انتخاب کنید و اونجا id اونو می بینید و می تونید id یکی دیگر رو هم جای اون بنویسید و وارد رومی بشید که اون توشه!!!!!!
خودمم نفهمیدم یه کار دیگه به طرف pm بدین اون بالا تو فایل Go to chat user......
میزنی بد اسمشو وارد میکنی ok میزنی اگه نباشه.. user is not logged into chat یعنی نیست!!!!

۴ - دوستم در كدام Room مشغول Chat كردن است؟
برای این كار به راحتی بر روی اسم او در لیست خودتان كلیك راست كرده و گزینه ی Join User in chat را انتخاب كنید، سپس شما به راحتی به آن اتاق منتقل می شوید

 چگونه وارد چت روم پر(full) در یاهو مسنجر شویم.؟؟!! همانطور كه می دانید اتاق های !Yahoo دارای قوانین خاصی هستند . مثلا حداكثر نفرات داخل اتاق 40 نفر می باشد و اگر آن اتاق دارای ظرفیت كامل باشد یعنی 40 نفر در آن آنلاین باشند , دیگر نمی توان وارد اتاق شد . اما گاهی می توان این قوانین را زیر پا گذاشت . حتما تا به حال شده كه جلوی نام یك اتاق در لیست اتاق های Yahoo ببینید : (40) . ولی خیلی تمایل داشته باشید وارد آن اتاق شوید . روش زیر را برای اینگونه اتاق ها امتحان كنید : <:P:>اگر بخواهید وارد چت رومی كه پر است (یعنی 40 نفر در آن آنلاین هستند) شوید مراحل زیر را دنبال كنید: <:P:>ابتدا یك چت روم بسازید كه هیچ كس داخل آن نیست . حال كد روبرو را در قسمت پیغام تایپ كنید و كلید Enter را بزنید. /join X <:P:>(كه بجای X باید نام چت رومی كه پر هست و قصد ورود به آن را دارید را تایپ كنید.) <:P:>ممكن است با پیغامی كه می گوید این چت روم پر است مواجه شوید.یك مدت صبر كنید و دوباره كد بالا را وارد كنید .این بار وارد چت روم پر خواهید شد ؟؟!!.

نظر یادت نره ها

خوب حالا  ... متن ترانه ی منو ببخش با صدای کامران و هومن

اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم
منو ببخش اگه بهت خیلی میگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم
تو یک فرشته ای و من اگه فقط یه آدمم
منو ببخش اگه برات میمیرم و زنده میشم
اگه با دیوونگیام پیش تو شرمنده میشم
منو ببخش اگه همش میسپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما
منو ببخش من نمیخوام تو رو به ما نشون بدم
نشونیتو نه به شب و نه دست آسمون بدم
منو ببخش اگه میخوام تو رو فقط واسه خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش 

حالا  ۲ تا  شعر طنز که از دوستان  گرفتم

دروغ می گی خیلی خفن
فکر کر دی من الافم کلاه بزاری سر من؟
جر می زنی هی پشت هم؛دروغ می گی خیلی خفن
با ماشین پسر داییت، كلاس مى‏ذارى واسه ما
من كه تو رو مى‏شناسمت، یه جا دیگه افه بیا
چشاتُ لنز عسلى، اینجورى خوشگل مى‏كنه
اونى كه سر در میاره، تندی تو رو ول مى‏كنه
من گنجیشكُ رنگ مى‏كنم، جاى قنارى مى‏فروشم
كلاه نمى‏ره سَرِ من، بیشتر از اینها باهوشم
ماهى اگه نفساشو، مى‏پیچه هى لاى حباب
من نفسم واژه‏هامه، مى‏كارمش توى كتاب
فكر كردى كه به راحتى، مى‏شه منو گول بزنى
دروغُ ابریشم كنى، پیله به دورم بِتَنى
جرزنى مى‏كنى همش، دروغ مى‏گى خیلى خَفن
فكر كردى كه من الافم، كلاه بذارى سر من؟

بود راننده‌ای زمان قدیم / شوفر خط شوش - شابدولعظیم
در وصیت نوشت با فرزند / که بیا بشنو از پدر ، این پند
گرمسافر تو را کند تحسین / که : « برو تندتر » نکن تمکین
میل دارد هر آدمی لابد / که رسد زودتر به مقصد خود
تو به گفتار خلق ، گوش نده / برو آهسته ، گاز توش نده

اسب شد مبتلا به جفتک و ... / اشتر آهسته می‌رود شب و روز

رفتم آهسته بنده تا مادرید / تند رفت آن یکی به قم نرسید


آموزش بهترین نرم افزار برای پارتیشن بندی
Patition Magic
اینجا كلیك كنید


فعلا  خداحافظ

بروبچ  جیگر


() نظرات  

« نویسنده : شهاب «» تاریخ ارسال : سه شنبه 19 مهر 1384 «» ساعت ارسال 02:10 ق.ظ«»

منوی اصلی

صفحه ی اصلی

ارتباط با ما

ارتباط با وبلاگ

ارتباط با شقایق

ارتباط با پویا

ارتباط با پریسا

ارتباط با بهنام

لوگوی ما

 

نویسندگان وبلاگ

 
شقایق (16)
پویا (9)
شهاب (11)
پریسا (2)
بهنام (3)
آرمین (7)
شبنم (2)

مطالب گذشته


شهریور 1386 (1)
اسفند 1385 (1)
شهریور 1385 (3)
مرداد 1385 (1)
تیر 1385 (1)
اردیبهشت 1385 (1)
اسفند 1384 (3)
دی 1384 (2)
آذر 1384 (3)
آبان 1384 (10)
مهر 1384 (10)
شهریور 1384 (10)
مرداد 1384 (4)

صفحات وبلاگ

1 2

تابلوی گفتمان

لینک باکس


نظر سنجی


کدام یک بهتر است؟


Copyright © 2003 , 2005 by : hadisystem All rights reserved